باهنر: باید دولتی بیاوریم که هم فکر کند و هم کار/ دولت روحانی سرزنده و سرحال و امیدوار به آینده نبود

به گزارش گروه دیگر رسانه‌های «entekhabat1400.com»، روزنامه خراسان با محمدرضا باهنر به گفت‌و‌گو نشسته است. مهمترین بخش‌های این مصاحبه در ادامه آمده است.

اولین کسی که احمدی‌نژاد را برای ریاست جمهوری مطرح کرد من بودم

– بالاخره آن زمان احمدی نژاد سابقه استانداری استان اردبیل را که تازه تاسیس بود داشت و در تهران هم بعد از جریانات دولت اصلاحات و مجلس ششم، ما اصولگرایان با نیروهای شورای انقلاب تلاش کردیم که دوره شورای شهر دوم را برنده شویم که شدیم. احمدی نژاد و احمد توکلی قرار بود شهردار شوند که شورا روی احمدی نژاد به تفاهم رسید اما وزارت کشور حکم ایشان را صادر نمی کرد.
بررسی کردیم که چرا معطل شده و گفتند وزارت اطلاعات موافق نیست. من از طرف آقای ناطق نوری مامور شدم که با وزیر اطلاعات آقای یونسی مذاکره کنم. رفتیم و صحبت کردیم. آقای یونسی برخی اشکالات را مطرح کرد که مثلا در استانداری اردبیل برخی معاملات مرزی و کارهای دیگری کرده اند و از این حرف ها زد و من گفتم دولت هاشمی رفسنجانی بعد از جنگ استاندارهای مرزی را مکلف کرد که معاملات مرزی را راه بیندازند و درآمدهایش را برای عمران منطقه استفاده کنند.
به وزیر اطلاعات گفتم شما یک استاندار مرزی آقای هاشمی را نشان بده که از این کارها نکرده باشد . اگر برای خودش چیزی برده یا خورده یک بحث است اما اگر می گویید خلاف قانون یا عرف بوده ، این خط مشی دولت هاشمی بود برای استان های مرزی . به اصطلاح با وزیر اطلاعات کل کل کردیم وقتی مشکل حل و قرار شد احمدی نژاد شهردار تهران شود به یونسی گفتم خودت بدان و به آقای خاتمی هم که رئیس جمهور است بگو که احمدی نژاد برای دست گرمی شهردار می شود و آینده اش ریاست جمهوری خواهد بود.
اولین کسی که او را برای ریاست جمهوری مطرح کرد من بودم و فکر کنم خود احمدی نژاد هم دنبال چنین چیزی نبود البته من هم فکر نمی‌کردم ایشان بعد از دو سال رئیس جمهور شود و فکر می کردم بعد از 7 یا 8 سال و مقداری پخته تر به سمت ریاست جمهوری برود. از زبان ما در رفت و بعد هم اتفاقا رئیس جمهور شد.

– من در همه انتخابات ها بسیار فعال بودم اما در سال 88 اصلا وارد تبلیغات انتخاباتی نشدم و در نهایت هم به محسن رضایی رای دادم.

باید دولتی بیاوریم که هم فکر کند و هم کار کند

– وقتی احمدی نژاد رئیس جمهور شد خیلی خوشحال شدیم و سعی کردیم کمک کنیم اما اولین بحث کارشناسی اختلافی ما بحث اعتقادی یا چیز دیگری نبود بلکه مربوط می‌شد به بودجه سالانه در مجلس. ایشان بودجه عمرانی را ناگهان دو برابر کرد و ما اختلاف نظر پیدا کردیم. ایشان زیر بار بحث تخصصی  نمی‌رفت و سر بودجه سال اول با احمدی نژاد کلی دعوا کردیم تا حدی که می‌خواست لایحه بودجه‌اش را پس بگیرد و من یک طنزی را می‌گفتم که مردم از دست ما گرفتار شدند، یک دولتی داشتیم کار می‌کرد فکر نمی‌کرد و یک دولتی داریم که فکر می‌کند و کار نمی کند، باید ان شاءا… دولتی بیاوریم که هم فکر کند و هم کار کند.

– متاسفانه امروز وضعیت کشور این طور شده که قوای کشور فقط همدیگر را نقد و به ناکارآمدی محکوم می‌کنند حتی اتهام نفوذ و جاسوسی می‌زنند که خیلی ظلم است. این که خودمان را محور حق و بقیه را باطل بدانیم، یک مشی آزار دهنده است و سرمایه اجتماعی را از بین می برد.

دولت 8 سال با اصلاح‌طلبان کار کرد

– در انتخابات سال ۹۲ سه نفر از آقایان از یک سال قبل بدون این که پای احزاب در میان باشد با هم جلسه گذاشتند و گفتند با هم تفاهم کردیم که با هم کار کنیم و وقتی نزدیک انتخابات شد هر کسی که جلوتر بود دو نفر دیگر به نفع او کنار بروند. حداد عادل ، ولایتی و قالیباف بودند. بیانیه هم دادند اما آخرش تفاهم نکردند و هرکدام احساس کرد خبری است و رأیش بالاترست. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ در جریان اصولگرایی 5 نفر مصمم بودند از جمله جلیلی و رضایی اما روحانی رئیس جمهور شد.

این هم اشکال سیاسی ماست آقای روحانی اراده کرد سال 92 کاندیدا شود و اصولگرایان به او روی خوش نشان ندادند ، اصلاح طلب ها بسم ا… زدند و رفت آن طرف .البته در این دو دوره تماما با اصلاح طلب‌ها کار کرده و در وزیران روحانی نه در دولت یازدهم و نه دوازدهم قطعا یک اصولگرای جدی نمی‌بینیم.
 
برخی از این‌ها (رحمانی فضلی، علوی، دهقان، پورمحمدی) هم تا آخر نتوانستند کار کنند، دکتر رحمانی فضلی هم اگرچه خاستگاه اصولگرایی دارد اما هماهنگ با دولت کار کرده یعنی اگر 200مدیر کلان کشوری داشته باشیم چند نفر اصولگرا هستند؟ دولت، دولت اصلاح طلبی است و پاسخ گو هم باید آنها باشند. سال ۹۲ یک اتفاق غیرطبیعی در سیاست افتاد و یک آدم اصولگرا با حمایت اصلاح طلبان رئیس جمهور شد و بعد هم بیشتر با آن ها کار کرد.

دولت روحانی دولت بدشانسی بود/ دولت سرزنده و سرحال و امیدوار به آینده نبود

از یک جهت معتقدم دولت روحانی دولت بدشانسی بود. زلزله، سیل، تحریم، کرونا، سقوط هواپیما و … بود، به مزاح می‌گویم فقط کوه دماوند آتشفشانی نکرده که اگر آن هم فعال شود از نظر حوادثی که در اختیار روحانی نبوده کامل می‌شود.

من در زمان احمدی نژاد هم بارها گفتم که اگر مشکلات کشور را سهم دهیم حدود 35تا40 درصد تقصیرتحریم هاست و 60 تا 65 درصد هم به بی برنامگی‌ها و بی عرضگی‌های داخلی مربوط است. در ابتدای دولت روحانی هم همین حرف را زدم و خود روحانی هم از همین درصدها استفاده کرد. این عدد خیلی عوض نشده اما آن 60 درصد داخلی را هم نمی‌شود همه را روی دوش دولت روحانی تلنبار کرد.

مثلا اقتصاد مقاومتی را هیچ کدام از دولت‌ها و مجالس اصولگرا و اصلاح طلب عمل نکردند و همه مقصر بودیم. واقعا برخی وزیران دولت روحانی شبانه روز زحمت می‌کشند. واقعا در اوضاعی که درآمد 100 میلیارد دلاری نفت ما به کمتر از 5 میلیارد دلار رسیده، مملکت را اداره می‌کنند البته یک جاهایی هم خستگی و نمی‌توانیم! هست.

نباید دو دستی چسبید به مقام و اگر خسته هستیم باید مقام را بدهیم به نسل های جوان تر. این که تا آخرین لحظات حیات به مسئولیت‌ها بچسبیم درست نیست. فرض کنید بنده مسئول بشوم، واقعا من الان توان دارم روزی 16 ساعت بدوم؟ البته بگذریم که در یک حکمرانی خوب شاید ضرورت نداشته باشد که یک نفر این قدر بدود. برخی به روسای جمهور ما ایراد می‌گیرند، یک بار شنیدم یکی از روسای دولت محضر رهبری بودند و حضرت آقا گفتند گویا شما تا ساعت یک بامداد کار می‌کنید فرمودند فقط یک توصیه دارم که کار کنید اما از ساعت 8 شب به بعد تصمیم نگیرید. تصمیمات آن موقع خواب آلود و چرت آلود است.

البته ناکارآمدی‌های داخلی هم فقط برای یک دولت نیست و جمع شده اتفاقات و کارهایی است که باید در دوره‌های قبل اتفاق می‌افتاده ولی نشده است. نکته آخر این که دولت آقای روحانی هم در کل، یک دولت سرزنده و سرحال و امیدوار به آینده نبوده و با هر کدام از وزیران که صحبت می‌کنی به دنبال فرافکنی هستند که نگذاشتند و من نتوانستم.

پایداری تا شب های آخر صبر می‌کند

چون حزب فراگیر نداریم متاسفانه در هر انتخاباتی ۸۰ درصد انرژی ما صرف وحدت درون خودمان می شود و آخرش که می‌خواهیم با رقیب رقابت کنیم توانی نمی‌ماند و ۲۰ درصد بیشتر انرژی نداریم .

در همین مجلس اخیر گفتند رای از پایین به بالا و … بالاخره شب آخر پایداری قهر کرد و به او سهم دادند و برای دیگران هم همین شد. یک طنزی هست که بچه ای می گفت غذا نمی خورم و قهر کرد، مادرش گفت برایش غذا بگذاریم آخر شب می خورد بچه گفت من که غذا نمی خورم اما برای هر کسی که گذاشتید کم است. آن بندگان خدا هم قهر کرده بودند و می گفتند کم است. شب آخر چند نفر آوردند در لیست که اصلا در فرایند رای گیری نبودند و شب آخر اضافه شدند.

جبهه پایداری تا شب های آخر صبر می‌کند و در نهایت سهمیه‌اش را می‌گیرد. ما می‌گوییم اگر پایداری می‌خواهد این کار را بکند بقیه این کار را نکنند. پایداری هم نرم می‌شود و روز آخر کنار می‌آید. در ریاست جمهوری یک نفر است و من نگران هستم که سال 92 تکرار شود. البته برخی کاندیداها اگر بیایند ممکن است اوضاع صاف شود ولی تعداد زیادی ممکن است مشکل ایجاد کنند.

انتهای پیام/


ممکن است شما دوست داشته باشید
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments